تبليغاتX
دل نوشته های یک مداح
یاوفا خودنبوددر عالم...

 

یاکسی با من اینزمانه نکرد.............

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 14:18 توسط محسن |

 

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در ان کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...

 

برقعی
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:31 توسط محسن |

وقتی نظر به آنچه مراهست میکنم 

هیهات را به قهقهه پیوست میکنم

از راه گوش خوردن باده کسی ندید

نام علی که میشنوم مست میکنم...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 11:2 توسط محسن |

یه دونه از رفقام که اهل معرفت هم هست میگفت خانواده جوون از دست داده عروسی هم بره گریه میکنه...

جشن هم بره گریه میکنه...

شادی هم بره همینطور.....

یاد جوونش میفته...حق هم داره داغ جوون خیلی سخته خدا برای هیچ خانواده ای نیاره مخصوصا اگه مادر جوونی از دنیا بره اونم اگه بچه کوچیک داشته باشه دیگه واویلا.....

هزاران سال هم بگذره شیعه چشمش در مصیبت از دست دادن مادر جوونش خون گریه میکنه....

روایات نگاهت را به ما گفتند آهوها

به گرمی پر جبریل و نرمی پر قوها

 

و من در باره ات از باد و آب و خاک پرسیدم

همه گفتند خوبی تو همه منهای بدگوها

 

شبانگاهان پریشان کرد گیسوی ملایک را

نسیم غبطه های تو به پرواز پرستوها

 

سحر از باغهای استجابت میوه می چیدی

که گیسوی تو را پر کرد عطر زرد لیموها

 

خیالات ظریف تو چنان سنگین و عقلانی است

که وزن آن نمی گنجد در اوهام ترازوها

 

اگر حوریه ات گفتند حتما خانه ات مینوست

کنیزت مریم عذراست تو بانوی بانوها

 

کدامین جلوه جاری بود آن ظهری که غش کردی ؟

تو را یاد که می انداخت الحان اذان گوها

 

ولا حول و لا قوه مگر با دستهای تو

به غیر از این نمی گویند حق حق ها و هو هو ها

 

صدای حمد دستاست نمی پیچد در این ایام

حیاط خانه خالی ماند از تنزیه جاروها

 

مقامات شعاعت را نمی بینند خفاشان

سخنهای شجاعت را نمی خوانند ترسوها

 

فدک را مال خود کردند افراد نمک نشناس

نمک را منزوی کردند موذیانه پستوها

 

چراغ ماه خاموش است خورشیدت کفن پوش است

تماشا کن تو ای زهره میان داری سوسوها

 

زبان تیز چاقوها نمک پاشید زخمت را

نمک پاشید زخمت را زبان تیز چاقوها

 

سر خاکی تو را کشتند بی رحمانه نامردان

سر خون تو جنگیدند نامردانه زالوها

 

مزارت خطبه تلخی است در گوش قبور شهر

سکوتت ضربه سختی است بر جمع هیاهوها

 

بنایش آنچنان سست است در ویرانی اش کافی است

بپیچد بوی آهت در پریشانی گیسوها

 

غروبت در شب یثرب طلوع مسجد کوفه است

کبود زیر چشم تو شکست طاق ابروها

 

علیل درک اوج تو ذلیل اوج درک تو

ارسطوها پرستوها پرستوها ارسطوها

  رضاجعفری

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 12:11 توسط محسن |

یادمان هست که در ازدحام حضورسنگر عشق،  

کوله بارصداقت وامید،روی دوش نگاهمان جاداشت

وغریوتفنگهامان نیز مهربانی وعشق را می کاشت.

 روزهایی که انتهای نگاه ،جز به نقش سحر نمی پیوست

وتصاویر سرکش دریا قایق ثابت اجابت بود.

 درحضور نجیب نگاه ،چشمها ،لایق لیاقت بود.

آن زمان نشانه ی ایمان ، سنگر شجاعت بود

 وکنارمهربانی ها ،حرف حق رشادت بود

ودرآن حماسه ی جاوید ،تنها ،انسان، به معنی انسان ،لایق شهادت بود .

برگرفته از وبلاگ رایحه

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 16:44 توسط محسن |

چه شد که رزق سحر را زسفره ام بردی؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 2:4 توسط محسن |

بالاخره ماه رمضون هم اومد

به همه مومنین خداجو مبارک باشه...

یادش بخیر قبل از مکلف شدنم که روزه میگرفتم مامانم خیلی تشویقم میکرد و میگفت ثواب این روزه هات برای من و باباته...

بابام هم از روی دلسوزی که نکنه از گشنگی حالم بد بشه میگفت محسن جون میدونستی اگه روزه دار گشنش بشه روزش باطله....

درهر صورت یادش بخیر...

هرسال ماه رمضون که میشه همه سعیم رو میکنم که تاجایی که برام مقدور باشه مجالس مناجات سعید حدادیان رو تو مهدیه امام مجتبی برم...ایشالا که امسال هم موفق بشم..

البته قدیم ترا مجالس ارک رو هم میرفتم ..اما راستش رو بخواید برای خوردن باقالی و لواشک و غیره..ایشالا خدا اوناروهم قبول کرده....

درهر صورت مارو از دعای خیرتون فراموش نکنید......

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 17:50 توسط محسن |

گفتگو با حاج سید مهدی میرداماد چاپ

ذاکر اهل بیت سید مهدی میرداماد از جمله مداحان جوانی است که توفیق یافته تا با گزینش اشعار آئینی و تمسک به اهل بیت النبوه و هم جواری حرم مطهر حضرت معصومه (س) خود را با شعائر دینی و معنوی و ولایی همراه سازد.

وی در گفتگو با خبرنگار ما اشاره به همایش مداحان اهل بیت گفت: این گونه همایش ها باید سالی دو دفعه برگزار شود چون با هم اندیشی و تبادل افکار، بهتر می توان آسیب ها را شناخت و آسیب زدایی کرد.

میرداماد با تأکید بر اینکه تعهد یکی از مهمترین مباحث در ویژگی های مداحان است افزود: البته یک مطلبی که خیلی در بحث مداحی مهم است «تعهد» است. تعهدش این است که بالاخره نگاه به بحث مداحی یک نگاه علمی و یک نگاه فنی ارزشمند است که باید از طریق خودش وارد شد و نمی شود برای این امر از هر چارچوب غیر کارشناسی استفاده کرد.

 

 این مداح اهل بیت در خصوص ارتباط مداحان با علما افزود: ما از خودمان چیزی نداریم. قطعاً از بزرگترهای دین یعنی مراجع و علما باید کسب تجربه و رهنمود کنیم. کسی که می خواهد یک مداحی را دنبال بکند آن هم سالم ، احساس می کنم بیانات ایشان یک کمربند ایمنی خوب است. از طرفی هر چقدر ما بیشتر وارد عرصه بشویم آسیب شدیدتر است و خطرش هم بیشتر است مثل آن می ماند که قطاری ایستاده و کسی به آن سنگ نمی زند ولی قطاری که حرکت می کند همه به آن سنگ می زنند. اگر کسی واقعاً می خواهد وسط این میدان باشد آسیب بسیار زیاد است. حالا چه کار بکنیم که مقبله کنیم؛ راه دارد، راه اولش خود شخص است. به عقیده من خواننده سید الشهدا اگر می خواهد بخواند باید به یک خودسازی قوی برسد. دوم اینکه باید پایبند به مبانی باشد و یکی از کمربندهای پایبندی ارتباط مداوم با علماست.

میرداماد با اشاره به این که قدم گذاردن در راه مداحی خطیر و مهم است، در توصیه به جوانان ادامه داد : "حرفمان امروز به نسل جوان این است که مداحی  یک راهی است که نمی توان به راحتی در آن قدم گذارد شما باید به یک مرحله و جایگاهی برسید. وقتی به این جایگاه رسیدید یعنی باید به یک مرتبه تقوی برسید، به یک مرتبه ای از معرفت برسید تا بتوانید خودتان را نگه دارید. نگته دیگر این است که این راه راهی نیست که بشود تنهایی رفت در این مسیر بالاخره مداحان باید زیر نظر یک استاد، کسی که پیر این راه است، قدم بردارند. من می گویم مداحی یک علم است، و در این شاخه علمی هر کدامش یک استادی می خواهد، یک راهنما می خواهد. شما در موسیقی باید یک راهنما داشته باشی. در تاریخ، معارف، اخلاق و همین طور آداب روضه، مقتل، این ها همه اش علم است یعنی بدون پیر و بدون استاد نمی توان در این راه قدم برداشت.

میرداماد تأکید کرد: آدم باید انتقاد پذیر باشد، باید مردمی باشد. ببینید آن خواننده ای که مردمی باشد آسیب اش کمتر است. در بین مردم بودن حسن است چون مردم خوب نمره می دهند بعضی ها در پشت درهای بسته می خوانند تا نوار و سی دی بدهند بیرون. مردم به این خواننده نمره نمی دهند ولی اگر من وسط مردم باشم ، مردم به ما انتقاد بیشتر می کنند و خودشان ما را ارزیابی می کنند.

وی ادامه داد: برای همین افرادی که می خواهند وارد این عرصه شوند اولاً اگر می خواهند مداحی کنند باید برنامه ریزی داشته باشند. خواندن برای امام حسین (ع) شاید به ظاهر خیلی ساده و سهل باشد ولی الحق و الانصاف اگر از 50 تا جوان سؤال کنی غیر از عاشورا 10 دقیقه از امام حسین (ع) صحبت کن نمی توانند چندان مطلبی از شخصیت سیدالشهدا بگویند. من توقع ام به دوستان مداح این است که روی شخصیت سیدالشهدا کار بکنند، در شخصیت امام حسین (ع) و در ابعاد مختلف زحمت بکشند و تحقیق بکنند ، سعی کنند اول خودشان را اصلاح کنند. اول باید از نظر معنوی به وجودشان برسند بعد خواندن شان گرم و پرشور می شود.

وی در ادامه در خصوص مداحی و نحوه اجرای مداحی در مجالس و ساختن آهنگ مداحی افزود: مجموعه ای داریم در قم ، 15 نفر هستند که 10 نفر شاعر و 5 نفر آن ها آهنگ ساز و 90 درصد کارها ساخت خودمان است چون ما معتقدیم آهنگ اگر تقلیدی باشد، ساختن آهنگ یک کار تخصصی است که شما باید به دستگاه های آهنگ آشنا باشید. من خودم دوره موسیقی دیده ام و کار موسیقی کرده ام. ما آهنگ را می سازیم ، چند نفر هستند نظر می دهند و آهنگ انتخاب می شود.

وی در پایان درباره برنامه های هیأت رزمندگان خاطر نشان کرد : خود نام و کلمه رزمندگان نام مقدسی است. خیلی ها که کلمه رزمنده را می بینند اگر فکر سالم داشته باشند می آیند در جلسه حضور پیدا می کنند و استفاده می برند. اگر امروز هیأت بتواند جذابیت را با معنویت همراه بکند کار خود را به نحو احسن انجام داده است.   

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 17:32 توسط محسن |

مارابدعاکاش فراموش نسازند

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 0:28 توسط محسن |

الهی!

 

 من کیستم که ترا خواهم ، چون از قیمت خود آگاهم...

 

                از هرچه می پندارم کمترم...و از هر دمی که می شمارم بدترم...

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 1:36 توسط محسن |