تبليغاتX
دل نوشته های یک مداح
حاج محمودکریمی و سید مجید بنی فاطمه

همیشه که پشت صحنه فیلمها رو دیدن جذابیت نداره...

اینم یه پشت صحنه از برترین های مداحی ایران

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 16:28 توسط محسن |

ماهی تو  که بر بام شکوه آمده است

آیینه  زدستت   به ستوه  آمده  است

خورشید اگر  گرم  تماشای تو نیست 

دلگیر مشو   ز پشت کوه  آمده است 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 18:11 توسط محسن |

"می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.ستایش کردم گفتند خرافات است.عاشق شدم گفتند دروغ است.گریستم گفتند بهانه است.خندیدم گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید...می خواهم پیاده شوم..."

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 13:12 توسط محسن |

یادبادآنکه نهانت نظری بامابود

رقم مهرتوبرچهره ماپیدابود

یادبادآنکه صبوحی زده درمجلس انس

جزمن ویار نبودیم وخدابامابود

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:26 توسط محسن |

13 جمادی الثانی، سالروز وفات حضرت ام البنین علیهاالسّلام؛ مادر گرامی حضرت ابوالفضل العباس (علیه السّلام)، مادر یک علقمه جاودانگی، همسر علی (علیه السّلام)، بزرگ مرد تاریخ، مادر حماسه های عاشورایی عباس (علیه السّلام) و یادآور حماسه آفرینی های علمدار کربلا.چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود، كه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) از برادرش عقیل، كه به اصل و نسب قبایل آگاه بود، درخواست كرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری كند و عقیل، فاطمه كلابیه (ام البنین) را برای آن حضرت خواستگاری كرد و ازدواج صورت گرفت.

«ام ‏البنین، فاطمه كلابیه‏»، یكى از مادران برجسته تاریخ است كه زندگى او مالامال از عشق به ولایت و امامت ‏بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن ‏على (علیه السّلام) بسیار موفق بوده است. تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ویژگیهاى فردى این بانو و صبر و بردبارى در خانه امامت و تربیت فرزندانى كه همگى پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگى خویش دست از ولایت نكشیده ‏اند و پیام ‏رسانى و مبارزه سیاسى این بانوى كریمه (سلام الله علیها) همه و همه نشان از مجد و عظمت وى دارد.

امیرالمؤمنین (علیه السّلام) از این بانوی گرامی، صاحب چهار پسر به نام های عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد. هر چهار برادر به امام خویش، حسین (علیه السّلام) وفادار بودند. فرزند نخستشان، حضرت عباس (علیه السّلام)، مولود پاك و زیبایی به نام قمر پرفروغ بنی هاشم، علمدار كربلاست كه قدوم مباركش زیبنده و چشم و چراغ خاندان اهل بیت بود و به یقین خداوند سبحان با خلقت عباس زیباترین هدیه را به بشریت عطا فرمود، هدیه ای كه به بهای ناب و طلای سفید می ارزد و الحق جمال و جلال و وقار و فداكاری اش مبین همه خوبی ها و مهربانی هاست.این بانوی بزرگوار فرزندانى تربیت كرد كه فدایى ولایت و امامت‏ بودند و هر 4 تن در كربلا قربانى آرمانهاى «ولى‏» و «امام‏» خویش شدند و بدین وسیله بر صحیفه تربیت ام‏ البنین (سلام الله علیها)  امضاى سبز مولاى متقیان على (علیه السّلام) قرار گرفت. ارادت قلبی ام البنین (سلام الله علیها) به خاندان پیامبر (صلوات الله علیه) آنقدر بود كه امام حسین (علیه السّلام) را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت؛ بطوری كه وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسین (علیه السّلام) باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین (علیه السّلام) به او داده شد، فرمود رگهای قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان كبود است، فدای امام حسین (علیه السّلام).این همسر شهید، مادر چهار شهید و طلایه‏ دار پیام ‏آوران كربلا پس از حضرت زینب (سلام الله علیها) كه لحظه لحظه عمر خویش را با خداى خود معامله كرد و لحظه ‏اى خطا و انحراف در زندگى وى راه نیافت در سال 64 ه.ق دار فانى را وداع گفت و در قبرستان بقیع در كنار سبط رسول خدا (صلوات الله علیه)، امام حسن (علیه السّلام)، و فاطمه بنت‏ اسد و دیگر چهره‏ هاى درخشان شریعت محمدى (صلوات الله علیه) به خاك سپرده شد. اگر چه جسم او در خاك است، اما روح بلند او و صفات كریمه و عظیمه وى نام او را به بلنداى آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوى فاضله انسانهایى تربیت‏ شده ‏اند كه در تاریخ مانا و ماندگار خواهد بود.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 12:35 توسط محسن |

من یاس احمدم که خزان زدبه روی من     غم ریخته است شهدبلادرسبوی من

نگذاشتندغنچه من چهره واکند                گلچین شکست شاخه گل آرزوی من

گلچین گلاب جان مرابالگدگرفت             روزی که حمله کردزکینه بسوی من

آتش چودیدپشت درخانه بی کسم              ازمعجرم گذشت وشرر زدبه موی من

میخواستم نفس بکشم میخ دررسید            یکباره قطع گشت نفس درگلوی من

جایی نمانده بودبرای گریز من                افتاد درب شعله گرفته به روی من

                           درزیربار آن همه لطمه به جای عطر

                    بابوی دود وخون شده آغشته بوی من

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 1:52 توسط محسن |

کجاست راه نجات؟
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 23:49 توسط محسن |

یک زن که زخم های دلش بو گرفته بود

صدطفل شیر خوار به بازو گرفته بود

از گونه های عاطفه اش درد میچکید

حتی برای آیینه هم رو گرفته بود

در پشت انتظار نگاهش دری نبود

با ازدحام پنجره ها خو گرفته بود

وقت رکوع چادر وسجاده ای نداشت

از فرط درد دست به زانو  گرفته بود

کشتی اعتقاد دلش ناخدا نداشت

در ساحلی بلد زده پهلو گرفته بود

زن رفت دختر آمد و تکرار این حدیث

یک زن که زخمهای دلش بو گرفته بود

+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:28 توسط محسن |

بی مقدمه یه خبر خوب برای همه ذاکرین اهل بیت و اهالی شعر دارم و اون اینکه  برادر عزیزم آقای مجتبی صمدی شهاب مداح و شاعر بااخلاص اهل بیت هم صاحب وبلاگی با آدرس ذیل شدند.امیدوارم که همه ذاکرین و شعرا بتوانند از این وبلاگ بهره وافر ببرند...

www.samadishahab.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:7 توسط محسن |

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:0 توسط محسن |